دفاع نخستین شهیده راه ولایت؛ از اسلام و حضرت علی علیه السلام

حضرت زهرا

برنامه یهود برای اسلام

یهود از صد سال قبل از پیامبر می‌دانست قراره اسلام بیاید و این اسلام برای یهود تهدید بود. چون هم اسلام و هم یهود، می‌‎خواستند جهانی شوند. وقتی اسلام را مانع دید چیکار کرد!؟

سه تا برنامه داشت:

  • ترور :که سعی کردن عبدالله پدر پیغمبر رو شهید کنند ولی دیر به خود آمدند و نطفه رسول خدا شکل گرفت.
  • ایجاد موانع: اونا بر اساس اطلاعاتشون می‌دانستند پیغمبر اخر الزمان در مدینه حکومت خواهد کرد لذا هفت پایگاه یهودی از یثرب تا مسجد الاقصی درست کردند که یکیش خیبر بود. اونا در روایاتشان جایی رو که اسلام بگیره دیگه اونجا به دست یهود نمی‌رسد دارند. پس اگر اسلام مسجد الاقصی را که پایگاه یهود بود بگیره کار یهود تمام است.
  • نفوذ، که ابوبکر رو برای اینکار فرستادند.

در ادامه قبل از اینکه وارد بحث اصلی بشیم باید یک ذهنیت برای شما خواننده گرامی از نقش ابوبکر درست کنیم که این مقاله را بهتر متوجه شوید و بدانید که حضرت زهرا نخستین مدافع ولایت و امامت چه فداکاری بزرگی در حق اسلام و حضرت علی علیه السلام کردند.

نقش ابوبکر

ابوبکر بر خلاف تصور همه ما فردی زیرک و باهوش بود. او که می‌خواست هرطور شده در دستگاه اسلام نفوذ کند و جانشین پیامبر باشد و اسلام رو نابود کند با زیرکی تمام این نقشه را جلو برد و تا جاهایی هم پیروز شد اما در اخر حضرت زهرا مدافع ولایت مانع عملی شدن نقشه اش به طور صددرصدی شد.

اهداف ابوبکر

حالا ابوبکر چکار باید می‌کرد که اسلام را ضعیف کند؟

  1. حذف امیرالمومنین علی علیه السلام
  2. تحریف قرآن
  3. از بین بردن روایات و احادیث
  4. خراب کردن تربیتی که پیامبر در این اجتماع کرده

حالا این کوردلان اول باید حضرت علی حذف کنند. خانه امیرالمومنین درش رو به مسجد باز می‌شد مسجد هم که در آن زمان مقر فرماندهی حساب می‌شد.

دفاع حضرت زهرا از اسلام تنها راه نجات حضرت علی

حضرت علی دو راه بیشتر ندارد یا از خانه بیرون بیاید یا نیاید اگر حضرت از خانه بیرون بیاید باید بیعت کند و اگر بیعت نکرد باید کشته شود. اینجاست که حضرت علی اگر بیعت یا کشته شدن را انتخاب میکرد اسلام در هر دو صورت نابود می‌شد. این بیعت مثل بیعت امام حسین بایزید بود که امام فرمود اگر من بیعت کنم چیزی از اسلام نمی‌ماند در واقع مشروعیت ابوبکر رو قبول کرده است.

خب حتماً میگویید حضرت علی فاتح خیبر باهاشون جنگ کنه و همه رو قلع و قم کند. اگر امام دست به شمشیر میبرد یا فقط ابوبکر و عمر رو میکشت که در این صورت مردم حمله می‌کردن امام رو می‌کشتند بالاخره اصحاب پیامبر رو کشته یا اینکه اینقدر می‌کشت تا کسی دیگه نماند که در این صورت دیگر اسلامی باقی نمی‌ماند.

خب علی از خونه بیرون نیاید؟ تا چند وقت بیرون نیاید؟ دوماه، سه ماه، ده ماه تا کی؟ بله اگه امام نیاد دیگه همه یادشون میرود فردی به اسم علی بوده است. فردی به اسم فاتح خیبر بوده است. فردی بوده که پیامبر او را امام بعد از خود معرفی کرده است و خیلی راحت مولا ترور می‌شد و آب از آب تکان نمی‌خورد. پس علی بیاد بیرون اسلام نابود میشه نیاد بیرون اسلام نابود می‌شود.

اینجا کاری از دست امام علی بر نمیاد و خداوند برای این روز اسلام زهرای مرضیه کسی که اولین شهیده راه ولایت نام گرفت را برای مولا گذاشته است. اینجا بود که دفاع حضرت زهرا به کمک اسلام و حضرت علی علیه السلام اومد .

حرکت انقلابی حضرت زهرا برای نجات امامش

حضرت زهرا این بانوی بزرگوار، اولین شهیده راه ولایت تا این زمان برای فوت پیغمبر گریه نکرده بود. این را بگم تو قرآن، خدا می‌فرماید مومنین به رضای خدا راضی‌اند. دقیقا مثل امام حسین تو کربلا که همه عزیزانش را گرفتند حضرت سر روی خاک گذاشت و گفت الهی رضاً برِضاکَ. این فرزند همین مادر است.

بله گریه عاطفی بخاطر فقدان عزیز داشته‌‎اند اما اینکه دائما گریه کنند نبوده است. حضرت فاطمه اومد سر قبر پیغمبر یه فریاد کشید که پیامبر ببین بعد تو با دینت چه کار کردند. حضرت شروع کرد به گریه کردن و در عین حال افشاگری کرد. در این زمان بود که زن ها آمدن برای همدردی ولی حضرت داشت افشا گری می‌کردند و زن ها هم می‌شنیدند. زن‌ها برمی‌گشتند خانه یکی برای همسرش یکی برای برادرش که چرا ابوبکر؟ مگه پیامبر نگفت علی؟ آرام آرام موج بیداری از حضرت به زن‌ها و از زن‌ها به مردها منتقل می‌شد کم کم بعضی اصحاب برگشتند.

ابوبکر در مقابل مدافع ولایت و امامت

ابوبکر که دفاع حضرت زهرا از اسلام و حضرت علی را دید، به فکر افتاد و نامه ای نوشت به این مضموم:

یا بنت رسول الله تو نور چشم‌مایی ،مخلصتم، نوکرتم هستم اما علی دارد از وجود تو سوء استفاده می‌کند خانه تو را کانون مخالفین کرده یا علی رو از خانه بیرون بیاور یا به علی بگو مخالفین را بیرون کند. حضرت زهرا در دفاع از مولا جواب ابوبکر رو ندادند. ابوبکر دید که جوابی نیومد رفت سخنرانی کرد گفت این خانه مخالفینه بریزید دم خونه تا مخالفین را بیرون بیاوریم. اینا دنبال امام بودند سمت خانه در زدند، حضرت رفت سمت در چرا؟ مگه امام علی نیست مگه اون یازده یار نیستند؟ دقت داشته باشید هرکی بیاد پشت در یا باید بیعت کند یا کشته شود.

برای همین امام به حضرت گفتن زهراجان تو برو سمت در این مدافع ولایت و امامت، اطاعت کرد

حمله-به-خانه-حضرت-زهرا

دفاع حضرت زهرا در خانه

ابوبکر گفت آمده‌ایم علی را ببریم، حضرت گفت در را باز نمی‌کنم. ابوبکر گفت: ما با تو کار نداریم بگو علی بیاد . فهمیدن زهرا میخواد مقاومت کند، و اینجا ماجرای شهادت حضرت زهرا رخ داد که پیشنهاد ویژه داریم که این مقاله را حتماً بخوانید. وقتی ابوبکر وارد خانه مدافع اسلام و امام علی شد و  همه را دستگیر کردند. اومدن که از در دیگه خانه حضرت، که به مسجد باز میشد وارد مسجد بشن حضرت کمر علی رو گرفت یعنی علی داخل مسجد و حضرت هم در آستانه در بود  طوری که همه هر کاریکردن نتوانستند حضرت زهرا را کنا بکشند. ابوبکر گفت دستش رو کوتاه کنید. نگفت قطع کنید چرا؟ چون دست قطع می‌شد خون فواره می‌کرد تو مسجد مردم که میدیدن یهو از خواب غفلت بیدار می‌شدند پس با پهنای شمشیر یا با غلاف شمشیر شروع به ضربه زدن کردند.  تا حدی که دست حضرت زهرا در دفاع از اسلام و امامش شکست.

دفاع حضرت زهرا در مسجد

علی را بردن پای منبر به حالتی که می‌‍خواهند گردن بزنند. گفتند علی یا بیعت کن یا گردنت را می‌زنیم. امیر المومنین سکوت کرد دفعه دوم گفتند علی یا بیعت کن یا گردنت را می‌زنیم دوباره مولا سکوت کرد. حضرت فاطمه مرضیه دید دفعه سوم بشود کار تمام است. حضرت زهرا برای دفاع از امامت حضرت علی بلند شد و گفت ابوبکر تار مویی از سر پسر عمه‌ام کم شود نفرینت می‌کنم.

ناگهان باد شروع به وزیدن کرد و ستون مسجد شروع کرد به لرزیدن ابوبکر ترسید، دید حضرت از یک راه دیگر وارد شده اشاره کرد که دفعه سوم رو نگو علی دید که زهرا خودشو رو بزور نگه داشته یاران علی که به دستور امام علی بیعت کرده بودن بین صفوف بودند. امام دستور داد به سلمان که برو به زهرا بگو درود بر تو عملیاتت موفقیت آمیز بود دیگر به خودت زحمت نده ای شهیده راه ولایت

سلمان اومد به حضرت گفت یا بنت رسول الله علی میگه کار تمام شد. سلمان تا اینو گفت حضرت افتاد و بیهوش شد ابوبکر داره میبینه مردم، دارند از خواب غفلت بیدار می‌شوند به علی گفت برخیز و زهرا را جمع کن. امام رفت حضرت رو برد داخل خانه قضیه تموم شد.

دفاع حضرت زهرا از سلام در آخرین لحظات

این یازده نفر که بیعت کردند، بین مردم حدیث فاطمه بضعت منی را می‌خواندند این داستان بین همه پیچید تا به ابوبکر رسید. ابوبکر گفت با رضایت گرفتن از حضرت زهرا این موضوع را خاتمه می‌دهم. به سمت خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها رفت. گفت اومدیم عیادت زهرا امام علی که پشت در بود باید ببینم زهرا اجازه میدهد یا نه؟ حضرت اجازه ندادند چند روزی رفتند و آمدند. تا اینکه تو شهر شایعه کردن که علی نمی‌گذارد این عیادت شکل گیرد. اون موقع بود که شهیده راه ولایت اجازه ورود دادند.

ابوبکر گفت: حالت چطوره دختر رسول خدا؟

حضرت زهرا یک آهی از ته دل کشید و گفت حالم چطوره؟ از دنیای شما بیزارم دارم. و حضرت زهرا در دفاع از اسلام و حضرت علی رو به ابوبکر و عمر کرد و گفت:

ابوبکر شنیدی پدرم گفت:

فاطمه، خدا به رضایت تو راضی می‌شود به غضب تو غضب می‌کند؟ اره شنید‌ام عمر توهم شنیدی؟ اره شنیدم

ابوبکر شنیده‌ای پیغمبر گفت:

فاطمه، پاره تن من است هرکس اور را اذیت کند مرا اذیت کرده و هرکس خشمگینش کند مرا خشمگین کرده؟ اره شنیده‌ام. عمر تو هم شنیدی؟ بله شنیدم وقتی از این دو نفر حضرت اعتراف گرفتند. رو به آسمان گفت:

خدایا تو شاهد باش من از این دو نفر راضی نیستم بعد از گفتن این جمله حضرت یک پارچه روی خودشان کشیدند و دیگر حرفی نزدند. هرچه گفتند یا بنت رسول الله یا قرة عین الرسول…هیچ…دیگه حضرت حرف نزد.

ارزش دفاع حضرت زهرا از راه ولایت

حالا فهمیدید دفاع حضرت زهرا برای اسلام چقدر حیاتی بوده است؟ اما آسان نبود. پیغمبر بیست و سه سال زحمت کشید. وقتی ابوبکر به قدرت رسید دشمن پایش را گذاشت رو گلوی اسلام، و در آخر این شهیده راه ولایت در هفتاد روز دوباره اسلام را با خونش زنده کرد. یا به عبارت دیگه ،پیامبر می‌فرماید هیچ پیغمبری اندازه من در کار رسالت اذیت نشد. این آزار و اذیت تو بیست و سه سال بود. که این آزار و اذیت بیست و سه ساله جمع شد تو هفتاد روز همش ریخت رو سر حضرت زهرا تا اسلام زنده بماند.

این بود فداکاری حضرت زهرا و دفاع از ولایت که اگر حمایت حضرت فاطمه از ولایت نبود امام علی هم زنده نمی‌ماند. امیدوارم که از این مقاله خوشتون اومده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید